قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2161
تاريخ الفي ( فارسى )
سلطان محمود بعد از تأمّل در اين قضيّه مصلحت چنان ديد كه در وقت نهضت به جانب بخارا ، از جهت ايلك خان در اين باب انديشه نمايد . آخر الأمر ، در آن يورش رسولى چربزبان پيش آل سلجوق فرستاده پيغام داد كه : عجب از دانايى و ديندارى شما ! با وجود آنكه پدر بزرگوار شما هميشه در باب جهاد با كفّار تركستان جدّ و جهد مىنمود و در اين باب مساعى و آثار جميله از وى به ظهور مىرسيد ، در اين مدّت كه رايات آخرت آيات ما هر ساله يك نوبت به عزيمت جهاد كفّار هندوستان به آن صوب مىشدند و در هر نوبت بسى از قلاع و بلاد ايشان فتح نموده مىشد از جميع جوانب تركستان به نيّت غزا ملازمت اين درگاه اختيار كرده از مثوبات اخروى و مال دنيوى بهرهاى عظيم مىيافتند از خيل و قبيلهء شما با وجود كثرت و شجاعت در اين امر ، با ما همراهى نكردند و خود را از اينچنين سعادت دنيا و آخرت بىبهره ساختند . بههرحال ، مىبايد كه بعد از اين بر خلاف گذشته ، چون بعد مسافت به قرب جوار مبدّل گشته ، مقدّم و مهتر شما از روى استظهار و اميدوارى تمام متوجّه اين درگاه عرش اشتباه گردد تا آنچه مصلحت و مقتضاى وقت باشد استماع نموده ، با خلعت و نوازش پادشاهانه مراجعت نمايد . چون پيغام سلطان محمود به ايشان رسيد . برادر بزرگ ايشان اسرائيل ، كه سرور تمامى آن قبيله بود ، با ده هزار سوار گزيدهء آراسته عزم ملازمت سلطان محمود را جزم كرده متوجّه آن صوب گرديد . و چون از كيفيّت و كميّت ايشان خبر يافت بسى انديشناك گشته ، متعاقب رسولى ديگر فرستاد كه : الحال ما را به مدد احتياج نيست ، بلكه چون مقصود محض آشنايى و ديدن است جريده بايد متوجّه درگاه گردند . بنابراين ، اسرائيل تمامى مردم را رخصت داده با سيصد نفر از جوانان خوبمنظر مرغوبپيكر با پسر خود ابو الفوارس قتلقمش ، كه جوانى بود به حسن صورت و شجاعت معروف و مشهور ، متوجّه ملازمت سلطان [ 255 الف ] محمود گرديد . سلطان محمود مقدم او را عزيز دانسته او را به اعزاز و اكرام تمام در مجلس خود آورده بر گوشهء تخت بالاى جميع امرا نشانيد و بزم پادشاهانه آراسته . در اثناى سخن گفتن ، محمود با وى گفت : چون ما را هر ساله بنابر نذرى كه كردهام به جانب هندوستان از جهت غزاى كفّار و اعلام معالم اسلام بايد رفت . اگر در آن وقت كسى در ولايت خراسان فتنه و فساد نمايد شما را به دفع بايد كوشيد و به آن خدمت علاقهء محبّت و مودّت با ما مستحكم بايد گردانيد . [ الفوارس ] در جواب گفت : از ما در بندگى و خدمتكارى پادشاه اسلام بعد از اين تقصيرى و تأخيرى نخواهد بود و آثار دولتخواهى ما روزبهروز در تزايد خواهد بود . سلطان محمود باز فرمود : اگر ما را وقتى به لشكرى احتياج شود شما به چه مقدار مرد